✍
غروب خورشید را بر امواج
آرام سوار کرده / میبرد به مشرقی دوردست /
به میهمانی رقص ماهی ها /
در ساعتی سنگین می تازاند/
آنجا که آسمان و دریا آبی ترند/ و من دستمال نارنجی ام را که برای تمام
کشتی ها تکان خواهم داد/ تا دلتنگی ام را از حصار سرخ این تکرار بر باد بسپارم /
و هزارن پرنده شفافیت بیکران
اخرین اشعه های نور را بر خستگی بالهایشان خواهند کشید وسعت این حس غریب ،!!!! اسمانی بی اندوه را برای یک ماه تازه با لبخندی که کلید و اسم رمز دروازه ها ی شب است
رضا اهورایی ✔✍
.
ما را در سایت پیرمرد فرفره فروش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 96